/یادداشت/
ایران امروز و حقوق بینالملل فردا
عضو هیأت علمی حقوق بینالملل دانشگاه قم گفت: از مهمترین محورهای مختصات نظم نوین حقوقی بینالمللی بازتعریف حقیقی از انسان و بازاندیشی در حقوق آن یعنی حقوق بشر است. حقوق بشر فعلی که با فروکاست ماهیت انسان به حیوانیت، تولید شده است در بهترین حالت صرفاً بخشی از حقوق انسان است. نادیده گرفتن بعد روحانی انسان ظلم به انسان بوده است و به همین جهت آزادی معنوی و فکری باید مقدمه هرگونه آزادی تلقی شود.
سید یاسر ضیایی، عضو هیأت علمی حقوق بینالملل دانشگاه قم در یادداشتی نوشت: بعد از انقلاب اسلامی ایران دو راهبرد کلان در سیاست خارجی ایران ایجاد شد: استقلالطلبی و استکبارستیزی. اولی که ایجابی بود به معنای استقلال کشور از حکومت دستنشاندههای بیگانه و جلوگیری از چپاول منابع بود و دومی که سلبی بود به معنای مبارزه با هسته مرکزی جبهه استکبار یعنی شوروی و آمریکا بود. شوروی فروپاشید و آمریکا و نگهبان منطقهای آن یعنی رژیم صهیونیستی موضوع مواجهه حاکمیت ایران قرار گرفت. موضوعی که یکی از دلایل اصلی سالها تهدید و تحریم و ترور و جنگ علیه ایران بوده است. هرچند علت اصلی غیریتسازی جمهوری اسلامی با آمریکا روحیه امپرالیستی و سلطهجویانه و گوشبهفرمانسازی ملتها بوده است اما گذر زمان نشان داد شرارت آن محدود به این موارد نیست بلکه در ارتکاب جنایات انسانی و اقتصادی و اخلاقی نیز بیشترین سقوط را دارد. اینک بر بخشی از مردم جهان روشن شده است که ایران تا حدود بسیار زیادی در مسیر هنجارهای بینالمللی گام برداشته است و در مقابل آمریکا و کشورهای متحد از هیچ تخلف و جرم بینالمللی فروگذار نکردهاند. همه اینها برای منافع مادی – و نه لزوماً ملی – نظام سرمایهداری غرب بوده است.
در جنگ رمضان بر کشورهای عربی هم روشنتر شد که پایگاههای نظامی آمریکا برای حفظ منافع آمریکا از طریق حفاظت از رژیم صهیونیستی است. همچنین باید روشن شود تحریم عبور و مرور از تنگه هرمز یعنی شریان نفتی جهان از سوی ایران نتیجه و در پاسخ به سالها تحریم نفت ایران بوده است. حال که قدرتنمایی نظامی ایران با پشتیبانی مردم و دفاعیات حقوقی از رفتارهای جمهوری اسلامی ایران همراه شده است و بیداری افکار عمومی جهان با جنایات مختلف آمریکا و اسرائیل خصوصاً کشتار جمعی در غزه و ربودن مادورو و شهادت رهبر انقلاب ایران تا حدودی محقق شده است امید میرود تا نظم جدید از میانه این گزارههای متضاد ظهور یابد.
در ایجاد نظم عادلانه جهانی لازم است دموکراسی بینالمللی مورد توجه قرار گیرد تا جلوی دیکتاتوری برخی کشورها و سازمانهای بینالمللی گرفته شود. در همین رابطه لازم است مستثناسازی آمریکا و رژیم صهیونیستی از قواعد بینالمللی منتفی شود و برای این منظور این طرفها ملزم به عضویت در برخی معاهدات و سازمانهای بینالمللی شوند: به طور مثال آمریکا به دلیل سوابق تجاوزکارانه خود به عضویت دیوان بینالملل کیفری درآید و رژیم صهیونیستی تا زمانی که باقی است تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی قرار گیرد. در همین مسیر لازم است حق وتوی شورای امنیت سازمان ملل متحد تعدیل شود و خسارات ظالمانه ملتها و دولتها جبران شود. برای این منظور دولتهای استعمارگر سابق و کشورهای متجاوز و کشورهای تحریمکننده لازم است خسارات مالی و معنوی وارده را به مردم زیاندیده پرداخت نمایند و صندوقی برای تقسیط و تخصیص عادلانه این خسارات شکل گیرد.
در نظم نوین حقوقی بینالمللی ناگزیر باید ریشههای ناامنی بینالمللی خشکانده شود. در این رابطه خلع سلاحهای نامتعارف از جمله سلاح اتمی و استقلال سرزمینهای تحت استعمار و مردمی شدن کشورهای غیرجمهور ضرورت دارد. واگذاری حاکمیت کل سرزمین فلسطین به سکنه بومی فلسطین از مهمترین مصادیق استقلال و مشارکت مردم اعراب در انتخاب حکام از مهمترین مصادیق جمهوریت خواهد بود. علاوه بر این برچیده شدن پایگاههای نظامی خارجی از سایر کشورها در ایجاد امنیت بینالمللی پایدار ناگزیر خواهد بود.
از جمله مهمترین محورهای مختصات نظم نوین حقوقی بینالمللی بازتعریف حقیقی از انسان و بازاندیشی در حقوق آن یعنی حقوق بشر است. حقوق بشر فعلی که با فروکاست ماهیت انسان به حیوانیت تولید شده است در بهترین حالت صرفاً بخشی از حقوق انسان است. نادیده گرفتن بعد روحانی انسان ظلم به انسان بوده است و به همین جهت آزادی معنوی و فکری باید مقدمه هرگونه آزادی تلقی شود. انسانشناسی صحیح باید مبنای حقوق انسان آینده قرار گیرد. در همین رابطه حق بر حقیقت باید به رسمیت شناخته شود و از اولین اقدامات در احترام و تضمین این حق برچیدن هژمونی رسانهای یکجانبه و مغرض و مفسد است تا ماهواره و اینترنت بستری برای سعادت دنیوی و اخروی همه انسانها شود.
این الگوی اجمالی جانشین نظم حقوقی موجود نیازمند یک نقطه عطف تحولخواهی است. تغییر پارادایم در این مقیاس نیاز به یک جهش و انقلاب دارد که از حسن اتفاق این زمینه را آمریکا و صهیونیست امروز با محاسبات نادرست مادی خود در حمله به ایران فراهم آورده است. هرچند جمهوری اسلامی ایران خسارات زیادی در دشمنی این جبهه استکبار دیده است و در حمله اخیر رمضان مظلوم واقع شده است اما اقتدار نظامی و مدیریت بینالمللی ایران موجب شده است تا این تهدید تبدیل به فرصتی برای تغییر نظم حقوقی بینالمللی موجود شود.
اینک با فعال کردن دیپلماسی حقوقی امکان جلب موافقت دولتها برای کنار گذاردن نظم آمریکایی و جایگزین کردن آن با یک نظام عادلانه برابر وجود دارد. این فرصت مغتنمی است تا با دیپلماسی منطقهای نسبت به اخراج نیروهای نظامی آمریکا از کشورهای منطقه اقدام شود و از ظرفیت سازمان بریکس برای تضعیف حاکمیت دلار و از ظرفیت سازمان شانگهای برای تشکیل اتحادیه آسیایی و از ظرفیت کشورهای مقاومت برای ایجاد کمربند امنیتی در منطقه و از ظرفیت سازمان همکاریهای اسلامی و مجمع تقریب مذاهب برای بازتعریف حقوق بشر و ارتقای آن به حقوق انسان استفاده شود. این مختصات یک نظم نوین منطقهای و جهانی خواهد بود که میتواند معادلات را با نقشآفرینی جدید برای ایران تغییر دهد.

نظر دهید