یک استاد دانشگاه و پژوهشگر مسائل سیاسی گفت:
انتقام هوشمند، یک فرایند چندلایه با پنج مؤلفه مهم است
یک استاد دانشگاه و پژوهشگر مسائل سیاسی در همایش تحقق وعده انتقام با بازخوانی دو تجربه تاریخی قیام توابین و قیام مختار تأکید کرد: انتقام هوشمند یک فرایند چندلایه با پنج مؤلفه ساخت قدرت، زمانشناسی، متناسبسازی پاسخ، پیامرسانی شفاف و طراحی پایان پیروزمندانه است؛ نباید خون مقدس شهدا را خرج نمایش خشم کرد، بلکه باید آن را خرج تغییر موازنه قدرت نمود.
به گزارش واحد خبر روابط عمومی دانشگاه قم، دکتر عبدالوهاب فراتی، استاد دانشگاه و پژوهشگر مسائل سیاسی، عصر سهشنبه در همایش بینالمللی تحقق وعده انتقام که به همت پژوهشکده فقه و نظامات اجتماعی وابسته به مجمع حوزوی امام رضا(ع) با همکاری مراکز علمی و پژوهشی کشور در دانشگاه قم برگزار شد، با اشاره به دوگانهای که در ادبیات انتقام در ایران شکل گرفته، به تحلیل تاریخی و سیاسی انتقام هوشمند در برابر انتقام خام پرداخت و الگوی قیام مختار ثقفی را به عنوان راه سوم در برابر شتابزدگی و انفعال ارائه کرد.
وی در آغاز سخنان خود با اشاره به شکلگیری دو روایت متفاوت از انتقام در ادبیات سیاسی و جامعهشناسی ایران پس از شهادت امام امت شهید اظهار داشت: وقتی از انتقام یا وعده انتقام سخن میگوییم، طبیعتاً راجع به اصل آن اتفاق نظر داریم و هیچکس در خونخواهی شهدا تردیدی ندارد اما همیشه بر سر چگونگی و زمان انتقام ممکن است با هم بحث کنیم. من وقتی ادبیات انتقامی را که در این ایام در ادبیات سیاسی و جامعهشناسی ایران شکل گرفت بررسی کردم، متوجه شدم که ما در دو سوی میدان در میان دو روایت متفاوت قرار داریم.
دکتر فراتی با تشریح این دو روایت متضاد تصریح کرد: برخی با تکیه بر هیجانات پس از تشییع پیکر مقام معظم رهبری، هرگونه محاسبه هزینه-فایده را ترس یا سازش تفسیر میکردند و معتقد به یک واکنش فوری و سخت بودند از آن طرف هم برخی تأخیر را به هر قیمتی توجیه میکردند و هر از گاهی فراموش میکردند که وعده انتقام ممکن است به تأخیر بیفتد و به تدریج تبدیل به شعاری بیاثر شود اما پرسش اصلی که ذهن ما را مشغول کرد این بود که آیا اساساً راه سومی وجود دارد که در آن هم حرمت خون شهدا حفظ شود و هم منافع ملی ما قربانی شتابزدگی نشود؟
دکتر فراتی با بیان اینکه این پرسش دقیقاً مشابه پرسشی است که شیعیان پس از حادثه کربلا با آن مواجه بودند، گفت: برای پاسخ به این پرسش از منظر تاریخی و سیاسی، به بررسی دو تجربه مهم در تاریخ سیاسی شیعه پرداختم و دریافتم که ما با همان پرسشی مواجه هستیم که جامعه شیعیان بهویژه در عراق بعد از حادثه کربلا در سال ۶۱ هجری با این ابهام روبهرو بودند که چگونه میتوان از خون مقدس شهید، انتقام گرفت.
وی با تأکید بر ضرورت درسآموزی از تاریخ تصریح کرد: ما دو تجربه مهم در تاریخ سیاسی شیعه داریم که از آن تاریخ دو روایت متفاوت متولد شده و باید این دو روایت را بررسی کنیم. تجربه اول، تجربه سلیمان بن خزایی (قیام توابین) است و تجربه دوم، تجربه مختار ثقفی. مستحضر هستید که پس از واقعه عاشورا، تقریباً چهار سال بعد از حادثه کربلا در سال ۶۵ هجری، عدهای پیرامون سلیمان جمع شدند و دچار یک شرم تاریخی عمیق شده بودند و این شرم را تبدیل به یک خشم ابتدایی عظیم کردند تا بتوانند گذشته را جبران کنند. این عده بعدها به قیام توابین معروف شدند.
این استاد دانشگاه و پژوهشگر مسائل سیاسی با اشاره به سرانجام قیام توابین گفت: اگرچه اینها از سر صدق نیت، اخلاص کامل و عشق سوزان به اهل بیت(ع) وارد میدان مبارزه شدند، اما به نظر من به خاطر شتابی که در انتقام گرفتن داشتند و بدون ارزیابی زمینهها و امکانات، دست به یک خودکشی جمعی زدند. مستحضر هستید که ۱۶ هزار نفر پیرامون سلیمان جمع شدند یا ثبتنام کردند که به انتقام از شهدای کربلا دست به شمشیر ببرند، البته در میدان نبرد فقط ۴۰۰۰ نفر جمع شدند و با لشکر ۲۰۰۰۰ نفری حسین بن نمیر روبهرو شدند و شکست خوردند. این جنگ سه روز طول کشید و تقریباً همه کسانی که در عینالورده جمع شده بودند به شهادت رسیدند و بعدها بقیه به لشکر مختار پیوستند.
وی نکته اساسی در تحلیل داستان توابین را یک خطای کاملاً استراتژیک خواند و تصریح کرد: آن خطای استراتژیک، شتاب بود. آنها پیش از آنکه قدرت لازم را بسازند، ارتش خود را سازماندهی کنند، زمان مناسب را تشخیص دهند و پشتیبانی کافی مردم را جمع کنند، شتابزده به جنگ با سپاه عبیدالله رفتند. نتیجهاش یک فاجعه شد. گرچه تعدادی از دشمنان امام حسین(ع) را کشتند، اما همگی با هم به مسلخ مرگ رفتند.
دکتر فراتی با جمعبندی درسهای این تجربه تاریخی تأکید کرد: این تجربه به ما نشان داد که نیت مقدس، روش را مقدس نمیکند و خونخواهی بیمحاسبه، اگر هزار بار هم به نام وفاداری و غیرت تزیین شود، در نهایت چیزی جز خودکشی جمعی نتیجهای ندارد. توابین واقعاً آدمهای سابقی بودند، واقعاً در بیتحرکی خود نسبت به شهادت امام حسین(ع) گریه کردند، پشیمان شدند و راهی جز خونخواهی نداشتند، اما خون مقدس را خرج نمایش خشم کردند، نه خرج تغییر موازنه قدرت. به همین دلیل تجربه سلیمان یک خاطره تاریخی نیست، بلکه کشتار دائمی برای شیعیان است که هر فریادی که نام انتقام بر خود بگذارد، لزوماً در خدمت انتقام نیست. چه بسا فریادی در ظاهر بوی غیرت بدهد، اما در باطن کشور را به دهان آتش بدهد، بیآنکه افق روشنی برای این انتقام وجود داشته باشد.
دکتر فراتی در ادامه، تجربه دوم یعنی قیام مختار را کانون توجه خود در بحث انتقام هوشمند خواند و گفت: تجربه دوم برمیگردد به تجربه انتقامی که مختار در پیش گرفت و من انتقام هوشمندانه را در داستان مختار میگذارم. درست در مقابل قیام توابین، قیام مختار قرار گرفت؛ قیامی که از نظر ما شیعیان یک انتقام خام نبود، یک انتقام کاملاً هوشمندانه بود. مختار میدانست که نباید برای انتقام شتاب کرد. میدانست انتقام، کار واقعیتهای لرزان و وضعیتهای پریشان نیست. او برای رسیدن به انتقام هوشمندانه خود، یک نقشه راه هفتگام را ترسیم کرد و در نهایت هم موفق شد.
وی به دو دستاورد بزرگ قیام مختار اشاره کرد و گفت: وقتی انتقام هوشمندانه مختار رخ داد، دو حادثه بزرگ در تاریخ تشیع اتفاق افتاد. اولین نتیجه این بود که هیچ امامی بعد از امام حسین(ع) همانند ایشان به ضرب شمشیر کشته نشد و کسی جرأت نکرد بعد از آن، امامی را از میان بردارد. دوم اینکه هر امامی که طی این ۱۹۹ سال بعد از قیام عاشورا به شهادت رسید، دستگاه خلافت تلاش کرد که شهادت این مرد را بر عهده نگیرد. یعنی وقتی قیام باشکوه مختار رخ داد، دشمن حساب کار خودش را برد و جرأت تکرار واقعه کربلا را نداشت.
این پژوهشگر مسائل سیاسی در تشریح گامهای هفتگانه مختار برای دستیابی به انتقام هوشمند تصریح کرد: گام اول تثبیت موقعیت بود. مختار ابتدا به جای قیام مسلحانه علیه کل نظام، خود را به عنوان نماینده دستگاه خلافت وارد کوفه کرد و با این ترفند وارد شهر شد. گام دوم ساخت ائتلاف بود. مختار با بهرهگیری از شرم تاریخی کوفیان و خشم طبقات مردم عراق که تصور میکردند امامشان را شامیان کشتهاند، یک ائتلاف وسیع درست کرد و بعداً اینها را تبدیل به لشکر خود کرد.
وی افزود: گام سوم مشروعیتسازی بود. مختار نهضت خود را با شعار یا لثارات الحسین شروع کرد و به خونخواهی امام حسین(ع) پرداخت و از این طریق یک مشروعیت فقهی و اخلاقی برای خود درست کرد تا بتواند افراد را پیرامون خود به اجماع برساند. گام چهارم ساخت قدرت نظامی بود. او به تدریج از میان این خونخواهان، سپاهی را سازماندهی کرد و فرماندهان کارآمدی مثل ابراهیم مالک اشتر را به کار گرفت و همه اینها را برای یک نبرد سختگیرانه آموزش و آماده کرد.
دکتر فراتی گام پنجم را انتخاب زمان مناسب خواند و گفت: مختار تا زمانی که جنگ داخلی میان امویان و زبیریان به اوج نرسید، دست به هیچ اقدامی نزد. او از کشاکش و ستیز بین این دو مدعی خلافت و امارت استفاده کرد و در همان موقع ضربه خود را به قاتلین و مسببین حادثه کربلا وارد کرد. یعنی او منتظر شکاف راهبردی دشمن شد و در همان موقع ضربه خود را وارد کرد.
وی افزود: گام ششم صدور پیام بود. مختار در نبرد خازر، عبیدالله بن زیاد را به سختی شکست داد و کشت. این ضربه صرفاً یک اقدام انتقامی نبود، بلکه یک پیام راهبردی بزرگ به تمام دشمنان اهل بیت(ع) بود که انتقام هر لحظه ممکن و قطعی است. اگر انتقام شما دربرگیرنده یک پیام راهبردی نباشد که طرف دشمن از تکرار فعل منصرف شود، اساساً این انتقام هوشمندی نیست. و در گام هفتم به «تثبیت قدرت» پرداخت. او پس از کشتن عبیدالله، به جای اینکه به عملیات پارتیزانی و مقطعی بسنده کند، به تثبیت حکومت شیعه در کوفه پرداخت و دیوانها را در کوفه سازماندهی داد.
دکتر فراتی در ادامه به یک معمای دیگر در تاریخ تشیع اشاره کرد که به گفته او کمتر از این زاویه به آن پرداخته شده و میتواند در ترسیم خطوط انتقام هوشمند یاریگر باشد. وی پرسید: چطور از سال ۶۱ هجری که امام حسین(ع) در کربلا به شهادت رسید، تا سال ۲۶۰ هجری که حضرت مهدی(ع) به غیبت صغرا رفتند، طی ۱۹۹ سال هیچیک از امامان شیعه به عنوان پیشوای سیاسی جامعه برای خونخواهی جد مظلوم خود دست به قیام مسلحانه یا عملیات انتقامی نظامی نزدند؟
وی با اشاره به اینکه امام سجاد(ع) خود در کربلا حضور داشتند، فجایع را به چشم دیدند و زخمی شدند و هفت امامی که از اولاد ایشان بودند نیز دست به قیام مسلحانه نزدند، تصریح کرد: وقتی شرایط تاریخی آن دوران را بررسی میکنیم، متوجه میشویم دلیل اینکه سیره سیاسی معصومین(ع) در این ۱۹۹ سال به این سمت شکل گرفت، این بود که شیعه در اقلیت بود و به شدت تحت فشار دستگاه خلافت و امارت قرار داشت. طبیعی بود که امامی که امکانات نظامی، اقتصادی و اجتماعی لازم را برای قیام فراگیر انتقامی ندارد، به یک صبر راهبردی و استراتژیک تمسک بجوید تا بتواند در شرایط مناسب چنین انتقامی را انجام دهد.
دکتر فراتی با تلفیق سه تجربه تاریخی -قیام سلیمان، قیام مختار و سیره ۱۹۹ ساله ائمه(ع) پس از عاشورا- به این نتیجه رسید که نمیتوان شتابزده وارد یک درگیری انتقامخواهانه شد و اساس و بنیه شیعه را به خاطر تشفی دل بر باد داد.
وی تأکید کرد: اگر بخواهیم از انتقام خام عبور کنیم و به انتقام هوشمند برسیم و انتقام را مبتنی بر تخلیه خشم تفسیر نکنیم، بلکه انتقام را یک پروژه چندلایه بدانیم که هدف نهایی آن صرفاً مجازات دشمن نیست، بلکه تغییر موازنه قدرت و تغییر قواعد بازی به نفع شیعیان است، آنگاه میتوانیم سه مؤلفه برای انتقام هوشمند بازتعریف کنیم.
وی در تشریح نخستین مؤلفه گفت: در نگاه خام، انتقام یک اقدام بود، اما در نگاه هوشمند، انتقام یک فرایند است که با زمینهسازی آغاز میشود. قبل از هر ضربهای باید قدرت لازم برای آن ضربه ساخته شود. این قدرت فقط قدرت نظامی نیست، بلکه شامل قدرت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و قدرت روایی است. مراد از قدرت روایی این است که شما باید روایتی از این انتقام بسازید که جامعه و دیگرانی که به شما نگاه میکنند، روایت شما را مشروع و توجیهشده بدانند. به همین دلیل هر ضربهای که از مسیر این فرایند عبور نکند، هرچند غرّا و پرابهت باشد، تبدیل به خودزنی میشود.
دکتر فراتی دومین مؤلفه را زمانشناسی خواند و تصریح کرد: در انتقام هوشمند، زمان یک عنصر منفعل نیست، بلکه یک عنصر فعال و تهاجمی است. انتخاب زمان مناسب میتواند اثر یک ضربه را دهها برابر کند و انتخاب زمان غلط میتواند یک پیروزی تاکتیکی را به یک شکست راهبردی تبدیل کند. زمانشناسی به معنای صبر محض نیست، بلکه به معنای تشخیص نقطه اوج فشار و انتظار برای طلوع فرصت است. گاهی تأخیر خود ضربه است، چرا که دشمن را در اضطراب نگه میدارد و گاهی شتاب عین حکمت است، چرا که از فرصت طلایی استفاده میکند. تشخیص این تفاوت همان هوشمندی راهبردی است.
وی در تشریح مؤلفه سوم گفت: انتقام هوشمند هرگز افراط نمیکند؛ نه کمتر از حد نیاز که نشانه ضعف است و نه بیشتر از حد نیاز که کشور را درگیر یک جنگ تمامعیار میکند. ضربه باید همتراز تهدید باشد، اما با یک پله فشار اضافه که به دشمن بفهماند قواعد بازی تغییر کرده است. این متناسبسازی حسابشده نیازمند محاسبه دقیق هزینه-فایده در سطوح مختلف نظامی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و دیپلماتیک است.

نظر دهید