• 1405/03/10 - 14:52
  • - تعداد بازدید : 8
  • - تعداد بازدیدکننده : 8
/یادداشت/

بازتعریف نقش دانشگاه در پساجنگ

دکتر شریفی مطرح کرد: دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌ها و سایر مراکز آموزش عالی در دوران پساجنگ نیازمند تحولاتی بنیادین در ابعاد سخت‌افزاری و نرم‌افزاری خود خواهند بود و با سرعت باید اقدامات لازم در جهت چابک‌سازی ساختاری و مأموریت‌گرایی محتوایی در مراکز آموزش عالی کشور انجام شود.

 

به گزارش واحد خبر روابط عمومی دانشگاه قم، حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر احمدحسین شریفی طی یادداشتی با موضوع بازتعریف نقش دانشگاه در پساجنگ بیان کرد: جنگ تحمیلی سوم علیه ایران اسلامی، یکی از نقاط عطف در تاریخ انقلاب اسلامی بلکه در تاریخ جهان است. بسیاری از مناسبات ملی و بین‌المللی و مناسبات قدرت و سیاست، تحت تأثیر این جنگ دگرگون شده و خواهند شد.

در گستره ملی نیز بسیاری از امور متأثر از این جنگ دگرگون خواهند شد. فرهنگ و هنر پساجنگ، هرگز نمی‌تواند بر همان پاشنه‌ فرهنگ و هنر پیشاجنگ بچرخد.

مردم مبعوث‌شده دیگر اجازه جولان مروجان فرهنگ و هنر لیبرالی و آمریکایی را در کشور نخواهند داد. حتی انتظار از مساجد و پایگاه‌های بسیج در دوران پساجنگ متفاوت از قبل خواهد بود. اهمیت و جایگاه مسجد و پایگاه‌های بسیج به عنوان نقطه ثقل امنیت داخلی کشور و بازوی مردمی قدرت نرم کشور و به عنوان تکیه‌گاهی مطمئن و شبانه‌روزی برای نیروهای میدان بر همگان آشکار شد و ارتقای جایگاه این پایگاه‌ها، به عنوان پایگاه پشتیبانی‌ تمدن نوین اسلامی نیاز به بازخوانی و بازنگری بنیادین دارد.

بخش‌های آموزشی، تربیتی و پژوهشی هم نمی‌توانند با همان روش‌های پیشاجنگ تداوم یابند. 

معتقدم دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌ها و سایر مراکز آموزش عالی هم نیازمند تحولاتی بنیادین در ابعاد سخت‌افزاری و نرم‌افزاری خود خواهند بود. با سرعت باید اقدامات لازم در جهت چابک‌سازی ساختاری و مأموریت‌گرایی محتوایی در مراکز آموزش عالی کشور انجام شود.

در حال حاضر عمده‌ترین دغدغه‌های بخش مدیریت دانشگاه‌ها و حتی ستاد وزارت عتف، تأمین و تخصیص بودجه برای پرداخت حقوق کارکنان و اداره امور روزمره دانشگاه‌هاست، مسائل روزمره تقریباً همه وقت مدیریت دانشگاه را به خود اختصاص می‌دهد و تقریباً فرصتی برای تأمل و تفکر درباره تحولات محتوایی و نرم‌افزاری وجود ندارد و احیاناً هم اگر در دانشگاهی تصمیمی برای تأسیس رشته، گروه یا دانشکده‌ای جدید گرفته می‌شود، چنان به سد محکم و نفوذناپذیر محدودیت‌های بروکراتیک می‌خورد که کمتر کسی قدرت مقاومت در برابر آن را دارد. در حالیکه جنگ‌های تحمیلی دوم و سوم برای همگان آشکار کرد که ما به تحولاتی بنیادین در آموزش و پژوهش نیاز داریم.

لزوم توسعه دانشگاه‌های تخصصی و مأموریت‌محور

یک پیشنهاد این است که دانشگاه‌های تخصصی و مأموریت‌محور و دانشگاه‌های وابسته به نهادها و مراکز فرهنگی و اجتماعی و صنعتی توسعه داده شوند. یا حتی‌الامکان دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی موجود همگی یا بخش اعظمی از آنها وابسته به یک یا چند نهاد اجتماعی، فرهنگی و صنعتی و امثال آن شوند.

در یک نگاه کلان و البته کلی می‌توان گفت دو جنگ اخیر نشان داد که: الف- رشته‌های علوم پزشکی و محصولات دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی علوم پزشکی کارنامه کارآمدی داشته‌اند. خوب درخشیده‌اند و به نظر نمی‌رسد که تا اطلاع ثانوی در این حوزه نیازی به تحولات بنیادین باشد. فقط لازم است سرعت حرکت آنها شتاب بیشتری پیدا کند. لازم است زیرساخت‌های مربوط ناظر به افقی تمدنی دیده شوند.

ب- علوم پایه و فنی مهندسی هرچند دستاوردهای خوبی داشته‌اند و بسیاری از پیشرفت‌های صنعتی و فناوری ما مرهون و مدیون تلاش عده‌ای از استادان و فارغ‌التحصیلان این رشته‌ها بوده است اما در دو جنگ اخیر دانسته شد که باید بیش از گذشته بر تولید علوم فناورانه، علوم نیازمحور و تقاضامحور و علوم کاربردی تأکید شود. جذب و پذیرش دانشجو در این رشته‌ها باید به صورتی فعال و هدفمند باشد و نه منفعلانه و به شکل موجود که وضعیت بسیار نامناسبی پیدا کرده است.

معتقدم نیازی به پذیرش انبوه نیست، پذیرش‌ها باید همراه با استعدادسنجی و گزینش و درنهایت کیفی و با برنامه باشد یعنی به ازای هر دانشجویی که در رشته‌های علوم پایه و علوم فنی مهندسی جذب می‌شود باید از قبل برنامه‌های عملیاتی و عینی در نظر گرفته شده باشد.

ج- اما حوادث جنگ تحمیلی دوم و سوم نشان داد که علوم انسانی و اجتماعی تجددی، بسیار ناکارآمد است. سالیانی است که درباره ضرورت تحول در این علوم سخن گفته می‌شود اما عملاً اقدامی درخور و متناسب انجام نشده است. رهبر شهیدمان که بدون تردید، از جمله علم‌دوست‌ترین و دانشگاه‌دوست‌ترین رهبران جهان بود، تعلیم و ترویج این علوم را نه تنها بی‌فایده، بلکه مضر می‌دانست و این علوم را ذاتاً مسموم می‌دانست.

تعلیم علوم انسانی تجددی جامعه را با غرب‌زدگی مسموم می‌کند

جنگ تحمیلی دوم و سوم و کودتاهای نرم و سخت سالیان اخیر به وضوح نشده داده است که تعلل در تحول این علوم آینده‌ای خسارت‌بارتر برای جامعه اسلامی ما به بار خواهد آورد. علوم انسانی رایج در دانشگاه‌های ما که تقریباً نیمی از بودجه و هزینه مراکز آموزش عالی به آنها اختصاص یافته است، باید تصویر و تصور درستی از انسان انقلاب اسلامی و از انسان ایرانی داشته باشند، باید تصویر و تصور روشنی از فرهنگ ایرانی اسلامی داشته باشند تا این علوم با انسان انقلاب اسلامی بیگانه نباشند.

اگر بیگانه باشند، هر گونه هزینه‌ای برای چنین علومِ بریده از دین و عقلانیت دینی و بریده از انسان ایرانی، اگر ضرر نباشد، دست کم هدردادن محض منابع و هزینه‌هاست. فکر دیگری باید کرد و طرحی نو باید درانداخت. تداوم تعلیم و تعلم علوم انسانی تجددی، تداوم مسموم کردن جامعه به سموم غرب‌زدگی است این علوم باید به شکل‌دهی به جامعه اسلامی و پی‌ریزی شالوده تمدن نوین اسلامی کمک کنند.

  • گروه خبری : عمومی,رزم رمضان
  • کد خبر : 6845

نظرات

0 نظر برای این مطلب وجود دارد

نظر دهید