/یادداشت/
غدیر در اندیشه امام خمینی(ره)
رئیس دانشگاه قم مطرح کرد: غدیر در اندیشه امام خمینی(ره) اینگونه بود که حضرت امیر ایجادکننده مسئله غدیر است؛ نه آنکه مسئله غدیر چیزی بر وجود او افزوده باشد. مقام شامخ اوست که اسباب این شده است که خداى تبارک و تعالى او را حاکم قرار دهد.
به گزارش واحد خبر روابط عمومی دانشگاه قم، حجتالاسلام و المسلمین دکتر احمدحسین شریفی، رئیس دانشگاه قم یادداشتی را با عنوان «غدیر در اندیشه امام خمینی» منتشر کرد که متن کامل این یادداشت در ادامه میآید:
جامعترین سخنرانی امام خمینی(ره) در موضوع غدیر، مربوط میشود به سخنرانی ایشان در جمع مسئولان نظام در تاریخ ۲ شهریور ۱۳۶۵ که به مناسبت عیدغدیر ایراد شده است. مضامین اصلی این سخنرانی پرمغز و پرنکته را میتوان اینگونه فهرست کرد:
۱- «تبریک عید غدیر به همه ملتهاى مظلوم»
۲- ابراز عجز از سخن گفتن در اطراف شخصیت حضرت امیر. زیرا او «مظهر جمیع اسماء و صفات حق تعالى است» پس به تعداد اسماء الهی (هزار اسم نیکو) هزار بعد و لایه وجودی هم برای حضرت امیر وجود دارد که «ما از عهده بیان حتى یکىاش نمىتوانیم برآییم.» حضرت امیر، «جامع اضداد» است و هر کسی نمیتواند درباره او سخن بگوید.
۳- حضرت امیر ایجادکننده مسئله غدیر است؛ نه آنکه مسئله غدیر چیزی بر وجود او افزوده باشد. «حضرت امیر است که غدیر را به وجود آورده است، مقام شامخ اوست که اسباب این شده است که خداى تبارک و تعالى او را حاکم قرار بدهد.»
۴- زنده نگه داشتن غدیر برای آن است که مدل حکمرانی ما، مدل علوی باشد. سبک و سیره علوی، سبک و سیره همه ملتها و همه حاکمان اسلامی باشد.
۵- مسئله غدیر، برای بیان مقامات معنوی حضرت امیر نبود، بلکه «مسئله جعل حکومت است»؛ غدیر، به نحو برهان انّی نشان میدهد حضرت امیر واجد حقایق معنوی و ملکوتی بود؛ لذا خداوند به پیامبر دستور داد که او را برای اقامه عدل و حکومت اسلامی پس از خودش منصوب کند.
۶- بزرگترین اعوجاج از صدر اسلام تاکنون، سکولاریسم و جدا دانستن دین از سیاست است. این فکر شیطانی آنقدر تکرار شده است که در ذهن و ضمیر برخی از مسلمانان هم نفوذ کرده است! آنان ناخواسته و نادانسته با پذیرش چنین ایدهای فی الواقع تکذیب خدا و رسول خدا و امیرمؤمنان و ائمه اطهار است. «آن که مىگوید دین از سیاست جداست، تکذیب خدا را کرده است، تکذیب رسول خدا را کرده است، تکذیب ائمه هدى را کرده است.»
۷- دلیل اهمیت غدیر و اهتمام به آن توسط پیامبر و ائمه اطهار علیهم السلام «براى این است که با اقامه ولایت یعنى با رسیدن حکومت به دست صاحب حق، همه انحرافات از بین مىرود. اگر حکومت عدل بپا شود، اگر گذاشته بودند که حضرت امیر(ع) حکومتى را که مىخواهد بپا کند، تمام انحرافات از بین مىرفت و محیط یک محیط صحیح و سالم مىشد.»
۸- مقام ولایت، غیر از مقام حکومت است. «آن چیزى که براى ائمه ما، قبل از غدیر و قبل از همه چیزها بوده است، این یک مقامى است که مقام ولایت کلى است که آن امامت است ... اگر کسی آن ولایت کلى را قبول نداشته باشد، اگر تمام نمازها را مطابق با همین قواعد اسلامى شیعه هم بجا بیاورید باطل است، این غیر حکومت است.»
۹- غدیر نشان میدهد که سیاست مربوط به همه مردم است. در هر عصر و مصری باید یک حکومت عادله باشد که بتواند «اقامه صلاة کند، اقامه صوم کند، اقامه حج کند، اقامه همه معارف را بکند و راه را باز بگذارد براى اینکه صاحب افکار، افکارشان را با دلگرمى و با آرامش ارائه دهند.»
۱۰- از دیگر انحرافات ایجاد شده در عالم اسلام، جداسازی عرفان و عارفان از سیاسات و اجتماعیات بود. در حالی که پیامبرانی مثل ابراهیم و موسی و عیسی و پیامبر اکرم و امامانی مثل امیرمؤمنان و سایر ائمه اطهار علیهم السلام که بزرگترین عارفان و سالکان بودند، همگی در امور سیاسی دخالت میکردند. با طواغیت زمان مبارزه میکردند و هیچگاه گوشهنشینی اختیار نکردند.
۱۱- یکی از انحرافاتی که در اثر القائات دشمنان در میان روحانیت پدید آمده بود این بود که بعضاً فتوا میدادند که برای روحانی پوشیدن «لباس جندى حرام است، لباس شهرت است، به عدالت مضر است». امام خمینی(ره) برای ابطال این انحراف قطعی میفرمود: آیا «حضرت امیر عادل نبوده؟! حضرت سیدالشهدا هم عادل نبوده؟! حضرت امام حسن هم عادل نبوده؟! پیغمبر اکرم هم عادل نبوده؟! براى اینکه لباس جندى داشتند»
۱۲- با وجود همه القائات شیطانی برای جدا کردن روحانیت از سیاست، روحانیان بزرگی بودند که جدیترین فعالیتهای سیاسی قرون اخیر را انجام دادند. به عنوان مثال، «مسئله مشروطیت یک مسئله سیاسى بود و بزرگان علماى ما درش دخالت داشتند، تأسیسش کردند. مسئله تحریم تنباکو یک مسئله سیاسى بود و میرزاى شیرازى رَحِمَه اللَّه این معنا را انجام داد. در زمانهاى اخیر هم مدرس، کاشانى، اینها مردم سیاسى بودند و مشغول کار بودند.»
۱۳- سکولاریسم از نگاه اسلام امری به غایت نامعقول است. آیا میتوان پذیرفت که خدای متعال پیامبر بفرستد تا احکام و ارزشهای او را برای مردم تبیین کند اما بعد بگوید از حاکمانی تبعیت کنید که مخالف تحقق احکام و ارزشهای ما هستند؟! از آتاتورک و رضاشاهی تبعیت کنید که کمر همت برای نابودی دین و اسلام بستهاند؟! «این را چه عقلى باور مىکند؟»

نظر دهید