• 1405/06/28 - 10:57
  • - تعداد بازدید : 10
  • - تعداد بازدیدکننده : 8
استاد دانشگاه قم مطرح کرد؛

شعر و ادب فارسی؛ قدرتی فرهنگی و تمدنی برای انتقال مفاهیم انسانی

عضو هیئت علمی دانشگاه قم بیان کرد: ما باید به زبان و ادب و شعر فارسی به عنوان یک قدرت فرهنگی و تمدنی نگاه کنیم. شاید از همین جهت است که رهبر شهید ما به بحث شعر و ادبیات و توجه به شاهکارهای ادبی بسیار تأکید می‌ورزیدند و در یکی از تعابیری که ایشان می‌فرمودند، به فرهنگ‌سازی و فرهنگ‌سوزی شعر و ادب توجه داشته باشیم.

به گزارش واحد خبر روابط عمومی دانشگاه قم، شعر و ادب فارسی تنها میراثی ادبی و زبانی نیست، بلکه یکی از مهم‌ترین بسترهای انتقال اندیشه، عاطفه و مفاهیم انسانی و اخلاقی در فرهنگ ایرانی به شمار می‌رود؛ میراثی که شاعران بزرگ فارسی‌زبان در طول قرن‌ها با آمیختن زبان و هنر، آن را به نسل‌های مختلف منتقل کرده‌اند. در این میان، شهریار به‌عنوان یکی از چهره‌های برجسته شعر معاصر، با پیوند میان سنت و نوآوری و بهره‌گیری از ظرفیت‌های زبان و قالب‌های شعری، جایگاهی ویژه در ادبیات معاصر ایران یافته است.

در همین راستا، با دکتر محمد فولادی؛ عضو هیأت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه قم به گفت‌وگو پرداخته ایم. در این گفت‌وگو جایگاه شعر و ادبیات فارسی، شهریار، نقش شعر در ماندگاری مفاهیم انسانی و اخلاقی، پیوند شعر فارسی با هویت فرهنگی و تمدنی و همچنین فرصت‌ها و چالش‌های پیش روی زبان و ادبیات فارسی در عصر رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی بررسی شده است. متن کامل آن را در ادامه می‌خوانیم:

با توجه به نام‌گذاری ۲۷ شهریور به عنوان روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریار، شعر فارسی چه جایگاهی در انتقال مفاهیم انسانی و اخلاقی به نسل‌های مختلف داشته است؟

به نام خداوند جان آفرین حکیم سخن در زبان آفرین

روز شعر و ادب فارسی که همراه با بزرگداشت شهریار شهر و شعر ایران‌زمین، محمدحسین بهجت تبریزی معروف به شهریار است، مناسبتی است برای پاسداشت شعر و ادب و زبان فارسی و همچنین گرامیداشت نام، یاد و خاطره یکی از شاعران بزرگ ایران‌زمین و شعرمعاصر ایران به نام نامی شهریار.

اما اینکه چگونه این روز به عنوان روز شعر و ادب فارسی نامیده شده است، با وجود شاعران نامدار شعر کلاسیک مانند فردوسی، حافظ، سعدی، مولانا و خیام، بزرگانی تصمیم گرفتند شاعری از شعر معاصر به نام شهریار را برگزینند تا بتوانیم با یاد و نام و شعر او، زبان، فرهنگ، ادب و شعر فارسی را پاس بداریم.

این گزینش بی‌جهت نبوده و شاید از آن جهت باشد که شهریار جامعیتی داشته که می‌توانسته کلیت ایران و زبان فارسی و گویندگان به زبان فارسی را در ایران و جهان در بر بگیرد. زبان فارسی که روزگاری فراتر از ایران امروزی تا کشورهایی مانند آذربایجان، تاجیکستان و بخش‌هایی از افغانستان، هند، پاکستان، بالکان و قسمت‌های مختلفی که روزی روزگاری به زبان فارسی سخن می‌گفتند و بسیاری نیز هم‌اکنون به همین زبان فارسی، تاجیکی یا دری سخن می‌گویند، را در بر می‌گرفت.

از جهتی، بسیاری از مخاطبان زبان فارسی، آذری‌ها و ترکان آذری‌زبان هستند، که در گستره زبان فارسی در ایران و جهان حضور دارند.

به گفته حافظ شیرازی:

ترکان پارسی گو بخشندگان عمرند / ساقی بده بشارت پیران پارسا را

شهریار این جامعیت را نیز داشته است؛ هم شعر فارسی دارد و هم شعر ترکی و آذری که همان شعر بلند «حیدربابایه سلام» از جمله آن شعرهاست؛ شعری که نامدار و جهانی است.

علاوه بر این که شهریار تنوع زبانی داشته، تنوع و گوناگونی قالب‌ها و انواع شعر فارسی را در شعر شهریار می‌توان ملاحظه کرد. هم قالب‌های سنتی، مانند غزل، قصیده و قطعه و امثال این‌ها، در شعر او وجود دارد و هم شعر نو و شعر امروز، شعر نیمایی و پس از آن را می‌توان در شعر جناب شهریار مشاهده کرد.

این موضوع از این جهت اهمیت دارد که گزینش شهریار، با توجه به جامعیتی که در شعر و زبان دارد، می‌تواند گستره زبان فارسی را دربرگیرد. از سویی، دو زبانه بودن شهریار ما را به یاد اقبال لاهوری می‌اندازد که او نیز شاعری اردوزبان در پاکستان بوده است، اما اشعار او بیشتر به زبان فارسی است و توانسته با زبان فارسی و زبان دری، شعر و زبان فارسی را در قلمرو وسیعی بگستراند.

به هر روی، گزینش شهریار گزینشی بسیار نیک و متناسب با جامعیت شاعری بلندآوازه و معاصر به نام شهریار است. اما به هر حال، شعر فارسی از همان آغازین روزهایی که سروده شده، چه شعرهایی که پیش از اسلام باقی مانده و چه شعری که امروزه با عنوان فارسی دری، تاجیکی یا زبان فارسی می‌شناسیم، پیوسته با اندیشه‌ها، عواطف و مفاهیم انسانی و اخلاقی پیوندی ژرف داشته و بار این معرفت و مفاهیم بلند را بر دوش کشیده و تا به امروز ماندگار و این فرهنگ‌سازی را در ابعاد مختلف به ما منتقل کرده است.

به نظر شما چه ویژگی‌هایی در زبان شعر وجود دارد که باعث می‌شود مفاهیمی مانند عشق، همدلی، عدالت، صلح و انسان‌دوستی تأثیر عمیق‌تر و ماندگارتری بر مخاطب بگذارند؟

مفاهیم انسانی و اخلاقی، فراتر از اینکه ما بخواهیم آن‌ها را به یک مذهب یا دین خاص محدود کنیم، مفاهیمی انسانی و اخلاقی هستند که پیوسته در ایران و جهان وجود داشته‌اند و به وسیله شاعران بزرگ به ماندگاری رسیده‌اند. این مفاهیم وقتی در قالب شعر و زبان و ادب سروده می‌شوند و به شکل هنری بیان می‌شوند، ماندگارتر می‌شوند و در گذر روزگار، ماندگاری خودشان را حفظ می‌کنند و با بهره‌گیری از زبان هنر، تأثیر بیشتری می‌گذارند و این تأثیر پایاتر و ماناتر خواهد بود.

از این جهت، ما شاعران بزرگی که در زبان فارسی داریم، بیشتر این‌گونه بوده‌اند و در شعر خود مفاهیم انسانی و اخلاقی را بازتاب داده‌اند. از فردوسی بزرگ گرفته که هویت ملی ما ایرانیان در شعر او به‌خوبی ملاحظه می‌شود. شعر فردوسی، گرچه حماسه و تاریخ ایران باستان است، اما هویت ایرانی و زبان فارسی در آن بازتاب پیدا کرده و از جایگاه بلندی برخوردار است. پندها و اندرزهای اخلاقی فردوسی و پیام‌های انسانی و اخلاقی او در خلال داستان‌ها دیده می‌شود.

به گفته روان‌شاد، اسلامی ندوشن، در کتاب‌های خود، از جمله در کتاب «ایران و جهان از نگاه شاهنامه و فردوسی» حتی امروز، نه‌تنها ایران، بلکه ایران و جهان به پیام‌های انسانی و اخلاقی شاهنامه و فردوسی هنوز محتاج است.

آنچه در خلال نبردها و حوادثی که در شاهنامه فردوسی رخ داده است، می‌بینیم، این است که هیچ‌گاه پهلوانان و قهرمانان از مرز اخلاق و انسانیت خارج نمی‌شوند. از این جهت، پهلوانان و قهرمانان شاهنامه انسان‌های والا و بلندی از جهت ویژگی‌های انسانی و اخلاقی بوده‌اند.

امروزه نیز در روزگاری که مشاهده می‌کنیم جنگ‌ها، خونریزی‌ها و کشتارها وجود دارد، بهتر می‌فهمیم که چگونه شخصیت‌های بزرگی مثل رستم و سیاوش در ذهن و زبان ایرانی‌ها ماندگار شده‌اند و دلیل آن، همین ویژگی‌های انسانی و اخلاقی است.

یا حافظ بزرگ که در حقیقت بزرگ‌ترین منتقد اجتماعی روزگار خودش بوده و این مسائل را در قالب شعر و هنر بیان کرده و با زبان لطیف غزل، اندیشه‌های بلند انسانی، اخلاقی و اجتماعی را بازتاب داده است و انسان و جامعه آرمانی خود را معرفی کرده است.

شهریار نیز علاقه بسیار خاصی به حافظ داشته و اتفاقاً تخلص شعری خودش را نیز، آن‌گونه که خودش بیان کرده، از حافظ گرفته است:

«غم غریبی و غربت چو برنمی‌تاب    روم به شهر خود و شهریار خود باشم»

یا سعدی بزرگ که خداوندگار زبان و ادب، پند و اندرز، احساس و تعلیم و تربیت است و در بیانی نرم، لطیف، سلیس و روان، توانسته با زبانی هنرمندانه، سنجیده و استوار، مضامین و عواطف و احساسات انسانی، اخلاقی و تربیتی را به زیبایی بیان کند.

آن شعر معروف سعدی که «بنی‌آدم اعضای یک پیکرند» یا در بعضی نسخه‌ها «یکدیگرند»، شعری است که شاید اصل آن سخن پیامبر باشد، اما در زبان فارسی، ما بیشتر آن را به نام سعدی می‌شناسیم؛ به این جهت که توانسته است با یک زبان نرم، یک پیام انسانی بلند را بیان و ماندگار کند.

از این جهت، شاعران بزرگ ما این‌گونه بوده‌اند. یا مولوی که خداوندگار شور و شوق و عرفان و به حق رسیدن است. این‌ها همگی در شعر خود، در زبان خود و در بیان خود توانسته‌اند اندیشه‌های انسانی و اخلاقی را به‌درستی بیان کنند و نسل به نسل شاعران، این مفاهیم را با زبان‌های مناسب روزگار خود تکرار کنند؛ مانند همین شهریار که با زبان خاص خودش این کار را انجام داده است.

از این جهت، شعر و زبان فارسی یکی از زمینه‌هایی است که مفاهیم انسانی و اخلاقی را توانسته به شکل هنرمندانه و ماندگار در عرصه زبان فارسی، در گستره زبان فارسی و بلکه به گفته بزرگانی مثل اسلامی ندوشن و شفیعی کدکنی، در عرصه جهانی بیان و ماندگار کند.

استاد شهریار چگونه توانسته است مفاهیم انسانی، عاطفی و اجتماعی را در اشعار خود به گونه‌ای بیان کند که همچنان برای مخاطب امروز قابل درک و اثرگذار باشد؟

از این جهت است که این ویژگی‌هایی که وجود داشته، در شهریار بزرگ ما نیز دیده می‌شود. در واقع، یک جامعیتی که اشاره شد، شهریار دارد، همین است که توجهی از یک سو به شعر کلاسیک و بزرگان و شاهکارهای ادبی ایران دارد و بسیاری از این اندیشه‌های بلند و مفاهیم و احساسات ناب را گرفته و توانسته در شعر خودش بازتاب بدهد و از سوی دیگر، از نوآوری و زبان روز و ذوق و سلیقه روزگار خود نیز غافل نبوده است.

شاید از همین جهت باشد که جناب شهریار توانسته هم در نزد سنت‌گرایان و کسانی که به شعر سنتی و شاعران کهن ما علاقه و باور دارند، عزیز و گرامی داشته شود و هم در نزد کسانی که به شعر نو و نیمایی و نوسرایان توجه دارند، شهریار زبان و ادب باشد.

این پیوند مبارک، پیوند بین سنت و نوآوری و سنت و مدرنیته را ما در قالب‌ها نیز می‌بینیم. جناب شهریار هم قالب‌های سنتی، مانند غزل و قصیده و این‌ها، دارد، گرچه عمدتاً غزل است، و حتی غزل را هم نه با همان زبان و بیان کهنی که مثلاً در قرن ششم و هفتم بوده، بلکه همان قالب سنتی شعر فارسی را با زبانی امروزی، با اصطلاحات امروزی، با احساسات امروزی و با مفاهیم امروزی بیان کرده است. از این جهت، غزل او غزل نو و غزل امروز است، گرچه قالبش، قالبی سنتی است.

علاوه بر قالب شعر، از جهت احساسات و عواطف فدی، اجتماعی و انسانی نیز بسیار زیبا و بلند هستند.

شعر معروف «ای وای مادرم» که سرشار از احساسات است و توجه به مادر و گرامی‌داشت جایگاه مادر را نشان می‌دهد، با احساسات قوی در قالب شعر نو و امروزی سروده شده است. «دو مرغ بهشتی» او که علاقه او به نیما را بیان می‌کند، یا «پیام به انیشتین» و امثال این‌ها که در آن‌ها روح انسانی، نوع‌دوستی و همدردی دیده می‌شود و عواطف و احساسات قوی، بسیار خوب بازتاب پیدا کرده است.

پس بنابراین، شهریار توانسته با این پیوند بین شعر سنتی و برگرفتن از ویژگی‌ها، احساسات، زبان و بیان شاعران سنتی ما و پیوند آن با قالب‌های نوین، زبان نو و زبان امروز، شعرش را ماندگار بکند

از این جهت هم هست که مخاطبان فراوانی دارد؛ از نوگرایان و سنت‌گرایان. از آن جهت هم گفتیم که زبانش، زبان امروز و زبان روانی است. آن پیچیدگی‌ها و دشواری‌های شاعران برخی از شاعران کهن، مثل خاقانی و این‌ها را ندارد و از این روی، مردم عادی می‌توانند راحت با او پیوند برقرار کنند و شعر او را زبان حال خود بدانند.

از جهت زبانی و از جهت احساسات نیز، احساسات و بن مایه‌های گوناگونی مانند عشق و عشق به مادر و عشق به همسر و مباحث احساسی و نوع‌دوستی و مباحث اجتماعی و حتی توجه به مباحث دینی و مذهبی در شعر شهریار کاملاً دیده می‌شود.

آن شعر معروفی که دارد:

«علی ای همای رحمت، تو چه آیتی خدا را

که به ما سوا فکندی همه سایه هما را»

یا در شعر دیگر:

«علی آن شیر خدا، شاه عرب

الفتی داشته با این دل شب»

این‌ها اندیشه‌های ناب مذهبی و دینی و ولایی و علوی او را نمایان می‌کند.

مثل خیلی‌ها ادعا نیست، باور قلبی اوست. که حالا آن داستان حضرت آیت‌الله‌العظمی مرعشی و آن شعری که شهریار در مورد امام علی سروده بودند و آیت‌الله‌العظمی مرعشی خواب دیده بودند و بیان شده، بسیار معروف است. در واقع، این نشان می‌دهد که برخلاف بعضی‌ها که ادعاهای این‌چنینی ظاهری دارند، در مورد شهریار این مفاهیم از دل برآمده و بر دل نشسته است.

از این جهت، این تنوع مضامین و احساسات و حقیقتی که در درون شهریار نهفته است، باعث شده که شعر او تا به امروز ماندگار تاثیرگذار شود.

از آن جهت هم که خود شهریار کسی است که درد غربت کشیده، در تبریز در کودکی آن بحث‌های مشروطیت و انقلاب تبریز را دیده، از تبریز به شهر غریب و بزرگی مثل تهران آمده، بعد بحث پزشکی و مباحث عشق مجازی و این‌ها را دیده و شنیده و با بزرگان روزگار خودش در ارتباط بوده است. از این جهت، زندگی او نیز زندگی پرتلاطمی بوده که هر قسمتی از زندگی او می‌تواند برای بخشی از جامعه قابل توجه باشد.

در عصر گسترش شبکه‌های اجتماعی و تغییر شیوه‌های ارتباطی، شعر و ادبیات فارسی چگونه می‌توانند همچنان در انتقال ارزش‌های انسانی و شکل‌دهی به نگرش نسل جوان نقش‌آفرین باشند؟

از سوی دیگر، امروزه می‌بینیم که با گسترش شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های جمعی، شاید احساس شود که زبان و ادب فارسی در خطری قرار گرفته و با یک خطر مواجه شده است. این موضوع تا حدی درست است. از این جهت، بنده در صحبتی قبلاً گفته بودم که شعر فارسی ایران امروز نیاز به یک فردوسی دیگر دارد؛ همان‌طور که فردوسی فرمودند.«عجم زنده کردم بدین پارسی»

و شعر فارسی را از باد و باران و از گزند حوادث دور نگه داشت تا به امروز؛ امروز نیز متأسفانه حضور شبکه‌های اجتماعی و بی‌توجهی بسیاری به کاربردهای زبانی باعث شده که مقداری احساس خطر شود. اما اگر ما واقعاً بخواهیم این موضوع را جامع ببینیم، در حقیقت این یک تیغ دولبه است

شبکه‌های اجتماعی از یک سو جنبه‌های مثبتی دارند. این شبکه‌ها باعث شده‌اند سایت‌ها و وبلاگ‌های بسیار فراوانی ایجاد شوند، شعر به راحتی در دسترس عموم قرار بگیرد، خوانندگان بسیاری با سلیقه‌های مختلف پیدا کند و موضوع‌های متنوع و متکثر در وبلاگ‌ها و سایت‌های جمعی و فردی به راحتی در اختیار عموم قرار گیرد. شعرهای آیینی و غیرآیینی در اختیار عموم قرار گرفته‌اند و خوانندگان با سلیقه‌های مختلف می‌توانند گزینش کنند.

از این جهت، دسترسی به نقد و منتقدان نیز فراهم شده است. به راحتی شعرها می‌توانند نقد و بررسی شوند و در دسترس باشند. این‌ها مباحث مثبتی است که می‌توانیم در واقع در مورد شعر امروز و تعامل آن با شبکه‌های اجتماعی در نظر بگیریم..

اما از سوی دیگر، متأسفانه می‌بینیم که کم‌دقتی در نوشتار و کاربردها و حتی گفتار باعث شده که آن کاخ بلندی که فردوسی برافراشته و تا به امروز از گزند حوادث فراوانی در امان مانده، گاهی با این بی‌توجهی‌ها با خطر مواجه شود.

لازمه این موضوع آن است که هم در مراکز آموزشی، در آموزش و پرورش و حتی دانشگاه، صداوسیما و شبکه‌های اجتماعی و امثال این‌ها، در این مورد آموزش‌های جوان‌پسند و تأثیرگذار داده شود. در مورد حساسیت نسبت به زبان و فرهنگ و ادب کار شود و مخاطب، به‌خصوص نسل جوان، از همان ابتدا نسبت به زبان و فرهنگ و بیان خود و کاربردهای درست زبان حساس بار بیاید.

منتها از سوی دیگر، انتظار نباید داشته باشیم که مثلاً جوان امروز بخواهد دقیقاً به زبان قرن چهارم، زبان رودکی و فردوسی و این‌ها سخن بگوید یا به زبان سعدی و حافظ و خیام سخن بگوید. طبیعتاً دگرگونی زبانی وجود دارد. ذوق مخاطب تفاوت پیدا کرده، حوصله مخاطب تفاوت پیدا کرده، نوع عادت در شنوایی و حساسیت موسیقایی مخاطب نسبت به بسیاری از چیزها عوض شده، زبان شعر و زبان مخاطب عوض شده و تصاویر شعری که برای مخاطب امروزی می‌تواند جذاب باشد، شاید متفاوت شده باشد؛ مضامین و نوع بیان آن‌ها نیز متفاوت شده است.

از این جهت، اگر ما به این موارد توجه نکنیم، طبیعتاً نسل جوان شعر و زبان معیار را پس می‌زند و با آن ارتباط برقرار نمی‌کند. اما اگر هم شاعران و هم کسانی که تصمیم‌گیر هستند در مراکز آموزشی و فرهنگی،به این موضوع دقت کنند و ذوق مخاطب و حوصله مخاطب را در نظر بگیرند،می تواند برای مخاطب جذاب باشد. دیگر دوره شعرهای طولانی گذشته است و لذا باید از قالب‌های کوتاه، مثل رباعی، دوبیتی، طرح، ترانک، سه‌گانی، چارانه، چهارگانه و امثال این‌ها استفاده شود؛ با زبان خوب، با بیان خوب و با مضامین عالی، به‌گونه‌ای که مخاطب بتواند سریع دریافت کند، تأثیر بپذیرد و آن در ذهنش ماندگار شود.

این یک بُعد است. بعد دیگر، بحث آهنگ و موسیقی شعر است. زبان و شعر در چینش واژه‌ها، گزینش واژه‌ها، ترکیب واژه‌ها و ساختار جمله باید به گونه‌ای باشد که گوش موسیقی‌پسند جوان امروزی را بتوانند گوش‌نوازی کند و آهنگ کلمات و واژه‌ها خوش‌تراش باشد و این‌ها را درست گزینش کنیم و در قالب شعرهای کوتاه بیان کنیم.

زبان باید زبان امروز باشد. نمی‌گوییم حالا دچار اشکال شود، ولی همان کاری که شهریار بزرگ انجام داد، غزل سنتی را گرفت، قالب سنتی را حفظ کرد، ولی آن را با بیان روز بیان کرد؛ به‌گونه‌ای که مخاطب راحت می‌فهمد و با آن ارتباط برقرار می‌کند. بنابراین، باید با زبان امروز بیان شود.

تصاویر شعری، تشبیهات و استعارات و امثال این‌ها نباید به گونه‌ای باشند که خیلی سنتی و کهنه و قدیمی و تکراری به نظر برسند. باید تصاویری باشند که مخاطب‌پسند باشند و بتوانند اعجاب شنونده، به‌خصوص نسل جوان، را برانگیزند و متناسب زندگی پیرامونی او باشند و با او ارتباط برقرار کنند.

از این جهت، گفتن شعر خوب و پسندیده برای نسل جوان، برخلاف آنچه در ظاهر فکر می‌کنند که راحت شعر نو می‌گوییم و شعر سپید می‌گوییم، این‌طور نیست. شعری که در واقع بتواند مخاطب جوان و نسل حساس را برانگیزد و جذب کند، اتفاقاً کار بسیار دشواری است. همه این‌ها را باید در نظر گرفت.

طبیعتاً در مواجهه با ذهن هنرمندانه و حساس جوان، اگر این مباحث رعایت شود و هر شاعری شهریار روزگار خودش باشد و آن ویژگی‌ها را رعایت کند، حتماً شعر و ادب امروز نیز مخاطبان خاص خودش را خواهد داشت و زبان هم از لغزش و خطا به دور خواهد ماند و زبان فارسی همچنان سرمایه فرهنگی و اجتماعی ما خواهد ماند.

از این جهت هم هست که ما باید به زبان و ادب و شعر فارسی به عنوان یک قدرت فرهنگی و تمدنی نگاه کنیم. شاید از همین جهت است که رهبر شهید ما به بحث شعر و ادبیات و توجه به شاهکارهای ادبی بسیار تأکید می‌ورزیدند و در یکی از تعابیری که ایشان می‌فرمودند، به فرهنگ‌سازی و فرهنگ‌سوزی شعر و ادب توجه داشته باشیم.

از این نگاه است که زبان فارسی، یک درخت تنومند و یک کاخ بلندی است که به قول فردوسی، از بادها و باران‌ها نیابد گزند و در برابر حوادث و طوفان‌های دهر، در طول تاریخ در ایران بتواند استوار بماند و هویت ملی ما را با تنوع قومیتی و زبانی و گویش‌ها حفظ کند.

ما باید در این راه قدم برداریم و مراکز نیز در این زمینه حساس باشند و کار کنند. به هر حال، جایگاه شهریار و شناخت شهریار باعث می‌شود که ما نسبت به جایگاه بلند زبان و ادب و شعر حساس‌تر باشیم و بتوانیم آن را پاس بداریم و به نسل‌های آینده منتقل کنیم.

 

  • گروه خبری : فرهنگی,عمومی
  • کد خبر : 7334
کلمات کلیدی

نظرات

0 نظر برای این مطلب وجود دارد

نظر دهید